داد از دست افراد و رويداد زمان
و آن برههاى كه ابوسفيان را رسوا مىكند
به عتبه خبر دادند كه مرد فرومايهء و بد ريشهاى
از قبيلهء لحيان به ناموس او خيانت كرده است ! !
و پس از اين چيزها من خودم را بالاتر از آن مىدانم كه او را به خاطر رسوائيش نام ببرم ! پس چگونه كسى از شمشير تو مىترسد در حالى كه تو آن را كه باعث رسوايى تو شد نكشتى ؟ !
و چگونه تو را به خاطر كينه و دشمنيت با على عليه السلام ملامت كنم ، در صورتى كه او دايى تو وليد را در جنگ بدر كشت و نيز با حمزه عليه السلام در كشتن جدّت عتبه شركت داشت و تو را در يك جا از برادرت حنظله تنها و جدا كرد .
و اما تو اى مغيره ! تو شايستهء آن نيستى كه در اين مسأله و نظاير آن وارد شوى مَثل تو مَثلِ آن پشّهاى است كه به درخت خرما گفت :
خودت را نگهدار ! تامن از تو بپرم ! درخت خرما در جواب او گفت : مگر من دانستم كه تو نشستهاى تا بدانم كه تو پرواز مىكنى !
به خدا سوگند كه ما دشمنى تو را به خودمان احساس نكرديم و وقتى هم كه از عداوت تو آگاه شديم ، احساس غم و اندوهى نكرديم و سخن تو بر ما دشوار ننمود ، و آن هم به خاطر حدّ الهى دربارهء زنا بود كه بر تو ثابت گشت ولى عمر آن حق را از تو دفع كرد ، كه خدا از او بازخواست خواهد نمود .
تو از رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيدى كه آيا مرد به قصد اينكه با زنى ازدواج كند ، مىتواند به او نگاه كند ؟ پيامبر صلى الله عليه و آله در جواب تو فرمود :
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى) — صفحة 864
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٨٦٤