و من در برابر بنى هاشم تسليم نمىشوم
چه در سفر و چه در حضر تا وقتى كه توان دارم
پس اگر عتبه از من پذيرفت مال او
و اگر نه لب شترم را از او بر مىگردانم !
پسر عاص ! اين بود جواب تو ، خوب شنيدى ؟ !
و امّا تو اى وليد ! به خدا سوگند كه تو را به خاطر دشمنى با على سرزنش نمىكنم زيرا كه او هشتاد تازيانه به خاطر مى گسارى تو را زد و پدرت را در ( جنگ بدر ) در خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله با شكنجه كشت ، و تو آن كسى هستى كه خداوند او را فاسق خواند و على عليه السلام را مؤمن ، آنجا كه بر يكديگر مباهات كرديد ، و تو گفتى : يا على ساكت باش كه من از تو دلاورتر و زبان گشاده ترم ! على عليه السلام به تو گفت : اى وليد ! خاموش باش ! كه من مؤمنم و تو فاسق ! خداوند در راستاى گفتهء او اين آيه را نازل فرمود :
« أَ فَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً لا يَسْتَوُونَ »
« 1 »
.
و نيز در موافقت گفتهء او دربارهء تو اين آيه را نازل كرد :
« إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا »
« 2 »
.
واى بر تو اى وليد ! چقدر زود فراموش كردى ، نبايد گفتار آن شاعر را دربارهء خود و دربارهء على عليه السلام فراموش كنى ، كه مىگويد :
خداوند و قرآن كريم دربارهء على عليه السلام
و دربارهء تو آيات قرآنى را نازل كرده است
هامش
( 1 ) - سجده / 18 : آيا كسى كه با ايمان باشد همانند كسى است كه فاسق است ؟ نه هرگزاين دو برابر نيستند .
( 2 ) - حجرات / 6 : اگر شخص فاسقى خبرى براى شما بياورد ، دربارهء آن تحقيق كنيد !