خدا صلى الله عليه و آله و بر طبق طاعت خداى عزّوجل عمل كند ، خليفه آن نيست كه ستم پيشه باشد و سنّتهاى الهى را تعطيل نمايد و دنيا را بجاى پدر و مادر بگيرد ( تمام همّتش دنيا باشد ) و بندگان خدا را به خدمت بگيرد و مال خدا را دست به دست بچرخاند ، بلكه اين حالت پادشاهى است كه به ملك دنيا دست يافته و از آن بهره و لذّت اندكى مىبرد و سرانجام دستش بريده مىشود ، پس لذّتش پايان پذيرفته ولى پيآمد و جرمش بر گردن او باقى مىماند . و حال او چنان است كه خداى تبارك و تعالى فرموده است :
« وَ إِنْ أَدْرِي لَعَلَّهُ فِتْنَةٌ لَكُمْ وَ مَتاعٌ إِلى حِينٍ »
« 1 »
،
« مَتَّعْناهُمْ سِنِينَ ثُمَّ جاءَهُمْ ما كانُوا يُوعَدُونَ ، ما أَغْنى عَنْهُمْ ما كانُوا يُمَتَّعُونَ »
« 2 » و در اين گفتارش امام عليه السلام اشاره به معاويه كرد . سپس از جا برخاست و رفت .
معاويه رو به عمرو كرد و گفت : به خدا سوگند كه تو هدفى جز بدگويى و رسوا كردن من نداشتى . از اينكه گفتى او را به سخنرانى وادارم ، كار خودت را كردى ! به خدا سوگند كه اهل شام هرگز همانند مرا در حسب و نسب ، هيچ جا نخواهد يافت ، تا حسن آنچه را كه بايد بگويد ، گفت !
عمرو گفت : و اين چيزى است كه به دليل شهرت خاندان او ( امام حسن ) در بين مردم و آشكار بودنش كسى را ياراى بردن از خاطرات و دگرگونى آن نباشد . پس معاويه ساكت شد . « 3 »
هامش
( 1 ) - انبياء / 111 : و من نمىدانم شايد اين آزمايشى براى شما باشد و بهرهء اندكى ( ازلذايذ دنيا ) تا مدّت محدودى .
( 2 ) - شعرا / 205 - 207 : ساليانى آنها را از اين زندگى بهرمند سازيم . سپس عذابى كه بهآنها وعده داده شده به سراغشان بيايد ، اين تمتّع و بهرهگيرى از دنيا براى آنها سودى نخواهد داشت .
( 3 ) - احتجاج : 1 / 416 - 418 .