گرما آن را مىپزد ، و شب آن را خنك مىنمايد . آنگاه به دنبال سخن خود برگشت و در ادامهء آن فرمود :
منم فرزند آنكه دعايش مستجاب بود ، منم فرزند آنكه نسبت به پروردگارش همانند نزديكى دو سر كمان و يا نزديكتر بود ! منم فرزند شفاعت كننده و فرمانروا ، منم زادهء مكّه و منى منم فرزند آنكه قريش بر خلاف ميل خود در برابر او سر تسليم فرود آورد ، منم فرزند آنكه هر كه از او پيروى كند خوشبخت گردد ، و هر كه او را ترك گويد نگونبخت شود .
منم زادهء آنكه همهء زمين براى او مسجد و پاك كننده است ، منم پسر آنكه اخبار آسمانها براى او پياپى مىآمد !
منم فرزند آنانى كه خداوند پليدى و گناه را از آنها دور ساخته و آنها را به طور كامل پاك و پاكيزه قرار داده است !
معاويه با شنيدن اين اوصاف گفت : يا حسن ! گمان مىبرم كه تو در دل كشمكش خلافت دارى ؟ امام عليه السلام فرمود : واى بر تو اى معاويه ! بيقين خلافت حق كسى است كه به روش رسول خدا صلى الله عليه و آله برود و به طاعت خدا عمل كند !
و به جان خودم سوگند كه ما خانواده پرچمهاى هدايت و مشعلهاى تقوا هستيم ، ولى تواى معاويه از كسانى هستى كه سنّتها را نابود و بدعتها را زنده كنند و بندههاى خدا را به بردگى گيرند و دين خدا را بازيچهء خود قرار دهند !
و براستى آنچه تو در آنى از ميان برود و محو گردد ! تو اندكى زنده بمانى و مجازات و كيفرش بر تو بماند !
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى) — صفحة 683
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٦٨٣