دهد !
فرمود : « درخواست كن ! پيش از آنكه نتوانى درخواست كنى ، زيرا كه قسمتى از جگرم پارهپاره فرو ريخته است ، و مرا بارها زهردادهاند ولى هيچگاه مثل اين مرتبه نبوده است ! » .
مىگويد : فردا خدمت آن حضرت رسيدم درحالى كه داشت جان مىداد و حسين عليه السلام بالاى سرش بود عرض كرد : « برادر ! چه كسى تو را زهر داده است ؟ »
فرمود : « چرا مىپرسى ؟ مگر مىخواهى او را بكشى ؟ »
عرض كرد : « آرى ! »
فرمود : « اگر آن باشد كه من گمان مىبرم ، عذاب الهى سختتر و عقوبتش شديدتر است ، و اگر هم او نباشد كه من دوست ندارم شخص بىگناهى بهخاطر من كشته شود ! » .
اين را گفت ، جان به جانآفرين تسليم كرد .
و در روايتى آمده است كه حسن عليه السلام بىتابى كرد و به شدت گريست ، حسين عليه السلام پرسيد : « برادر اين بىتابى و گريه براى چيست ؟
درحالى كه پيش از تو رسولخدا صلى الله عليه و آله ، پدرت ، عمويت جعفر ، فاطمه و خديجه از دنيا رفتهاند ، درحالى كه جد بزرگوارت دربارهء تو فرموده است : همانا تو سرور جوانان اهل بهشتى ! و تو سوابقى در اسلام دارى ، از جمله پانزدهمرتبه با پاى پياده حج گزاردهاى و دوبار تمام اموالت را در راه خدا با مستمندان تقسيم كردهاى و كارهاى نيك بسيار انجام دادهاى ! » خوبىهاى آن حضرت را هى شمرد ! پس به خدا سوگند كه آن گفتهها كارى نكرد جز اينكه بر گريه و زارى آنحضرت
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى) — صفحة 569
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٥٦٩