جزاى خير دهد كه چقدر تيززبانى ! « 1 »
آنچه بين او و ابن مسلمه گذشت
1 - ابن شهر اشوب نقل كرده مىگويد : حسن بن على عليه السلام به حبيب بن مسلمه فهرى گفت : چه راه هايى كه در غير طاعت خدا مىروى !
حبيب گفت : اما حركت من به جانب پدرت كه چنين نيست .
فرمود آرى ، ولى تو به خاطر دنياى ناچيز از معاويه اطاعت كردى كه اگر او كارى براى دنيايت كرد ، در آخرت تو را زمين گير ساخت ! بنابراين اگر تو كار بدى كرده بودى و حرف خوبىزده بودى ، چنان مىشدى كه خداى عزّ و جلّ فرمود :
« خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً »
« 2 » ولى تو چنان هستى كه فرموده است :
« بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ »
« 3 »
2 - ابن عبدربّه مىگويد : حسن بن على عليهما السلام به حبيب بن مسلمهء فهرى گفت : تو چه بسا حركتهايى در غير طاعت خدادارى !
او در جواب گفت : اما حركت من به جانب پدرت كه چنين نبود !
فرمود : آرى ، ولى تو به خاطر دنياى كم ارزش از معاويه اطاعت كردى ، در حالى كه اگر او در دنيايت تو را راست كرد ولى در آخرت زمين گيرت ساخت ! و تو چنان بودى كه اگر كار بدى مىكردى ، حرف
هامش
( 1 ) - شرح نهج البلاغه : 11 / 19 .
( 2 ) - توبه / 102 : و اعمال صالح و ناصالح را بهم آميختند . اشاره به وضع منافقان دارد .
( 3 ) - مطففين / 14 : چنين نيست كه آنها مىپندارند ، بلكه اعمالشان چون زنگارى است كه بر دلهايشان نشسته است . مناقب : 2 / 160 .