كرده بودى هشتاد تازيانه زد و پدرت را در جنگ بدر به دستور رسول خدا صلى الله عليه و آله به بدترين وضعى كشت ! در حالى كه خداوند على عليه السلام را در چندين آيهء قرآنى مؤمن و تو را فاسق ناميده است كه از اين رو شاعر دربارهء تو و على عليه السلام گفته است :
خداوند در كتاب آسمانى خود ، قرآن
كه دربارهء على عليه السلام و وليد بر ما نازل فرموده است
پس وليد در جايگاه كفر قرار گرفته
و على عليه السلام بر جايگاه ايمان فرود آمده است
كسى كه مؤمن است و خدا را مىپرستد
همچون كسى نيست كه فاسق و بسيار خيانتكار است
ديرى نمىپايد كه به زودى وليد و على عليه السلام
آشكارا به سوى جزاى اعمالشان فرا خوانده مىشوند
پس آنجا به على عليه السلام بهشت را پاداش دهند
و وليد در آنجا مجازاتش خوارى و ذلت است « 1 »
2 - ابن جوزى مىگويد : سيرهنويسان گفتهاند : چون حسن عليه السلام فرمانروايى را به معاويه واگذار نمود ، آماده حركت به مدينه شده بود ، پس گروهى از پيروان معاويه از جمله عمروبن عاص و وليدبن عقبه - عقبه برادر مادرى عثمان بود كه به خاطر مىگساريش على عليه السلام او را تازيانه زده بود - و عتبه پيرامون وى ( معاويه ) جمع شدند و گفتند :
مايليم كه به عنوان ديدار حسن عليه السلام را احضار كنيد ، تا او را پيش از رفتن به مدينه خجل و شرمنده سازيم !
هامش
( 1 ) - امالى صدوق : ص 293 .