نفرت نيست كه سراى همنشينان را ترك مىكنم - بلكه آنها مرا از ملك و زمين خود و تحت حمايتم بيرون كردند . سپس راهى مدينه شد .
آنگاه امام حسن عليه السلام فرمود : من از پدرم شنيدم كه مىگفت : از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مىفرمود : هر كه گروهى را دوست بدارد با آنهاست . در نهايت مسيب و ظبيان از آن حضرت خواستند كه برگردد ، فرمود : « مرا به بازگشت راهى نيست ! » و چون فردا شد ، حركت كرد و چون به دير هند رسيد ، نگاهى به كوفه كرد و فرمود :
« از نفرت و خشونت نيست كه سراى همنشينانم را ترك مىكنم
بلكه آنها مرا از ملك و زمين شخصى و تحت حمايتم مانع شدند »
سپس راهى مدينه شد .
مداينى مىگويد : آن روز معاويه به وليدبن عقبة بن معيط پس از حركت حسن عليه السلام گفت : اى ابووهب ! آيا من خونخواهى كردم ؟
وليد گفت : آرى تو بالاتر از آن را انجام دادى !
مداينى مىگويد : منظور معاويه آن حرف وليد بود كه او را به خونخواهى عثمان وادار مىكرد :
آگاه باش ! به معاوية بن حرب از قول من بگو !
كه تو از جانب برادران مورد اعتمادت قابل سرزنشى
روزگار را همچون كسى كه به شدّت حريص است
درد مشق تلف مىكنى و به جاى ديگر نمىروى
ولى اگر تو كشته شده بودى و او زنده بود
هر آينه دامن به كمر زده بود ، نه آرام مىگرفت و نه خسته مىشد
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى) — صفحة 482
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٤٨٢