تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
صلح كنم در صلح باشيد و با هر كه در جنگ باشم بجنگيد ! درحالى كه به من خبر دادند بزرگانى از شما نزد معاويه رفته‌اند و با او بيعت كرده‌اند ، بنابراين همين‌قدر مرا بس كه شما مرا نسبت به دين و جانم گول نزنيد . » « 1 »

آنچه بين آن حضرت و معاويه گذشت

1 - محمدبن يعقوب از محمدبن مسلم به نقل از ابوجعفر ( امام باقر ) عليه السلام آورده است ، فرمود : « به خدا سوگند كارى را كه حسن عليه السلام انجام داد براى اين امت بهتر است از آنچه كه خورشيد بر آن مىتابد ! به خدا سوگند كه اين آيه براى همين نازل شده است :
« أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ »
« 2 » يعنى از امام پيروىكردند ، درحالى كه آنان خواهان جنگ و قتال بودند ، اما چون مقرر شد كه همراه حسن عليه السلام مبارزه و جهاد كنند ، گفتند :
« رَبَّنا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتالَ لَوْ لا أَخَّرْتَنا إِلى أَجَلٍ قَرِيبٍ »
« 3 » اگر تأخيراندازى آن وقت ما پذيراى دعوت تو و پيرو رسولانت مىشويم ! !
هامش
( 1 ) - شرح نهج‌البلاغه : 16 / 22 . ( 2 ) - نساء / 77 : راستى شگفت‌انگيز است حال جمعيتى كه در يك موقعيت نامناسب باشور و حرارت تقاضا مىكردند كه به آن‌ها اجازه جهاد داده شود و به آن‌ها دستور داده شد كه فعلًا خوددارى كنيد و به نماز و تقويت نفرات خود و اداى زكات بپردازيد ! ( اما چون زمينه فراهم شد و دستور جهاد رسيد ، ترس و وحشت وجود آن‌ها را فراگرفت و زبان به اعتراض گشودند ! و گفتند : ) پروردگارا ! چرا به اين زودى دستور جهاد دادى ؟ ! چه خوب بود اين دستور مدتى به تأخير مىافتاد ! ( 3 ) - مأخذ قبل .