فاطمه عليها السلام آنجاست ، شير و عسل فراهم كرد و بر ما آشاماند ! « 1 »
17 - ابوجعفر از محمد بن هامان نقل كرده ، مىگويد : حسن بن على را ديدم ، در حالى كه مارها را صدا مىزد و مىآمدند و به دست و گردن آن حضرت مىپيچيدند و باز مىگرداند !
مىگويد : مردى از فرزندان عمر گفت : من هم اين كار را مىكنم و از مارها برداشت و به دستش پيچاند ، ولى مار او را مغلوب ساخت و سرانجام او مرد . « 2 »
18 - ابوجعفر از كدير بن ابى كدير نقل كرده ، مىگويد : من حسن بن على را در حالى ديدم كه باد را بر كف دست مىگيرد و نگاه مىدارد ، سپس مىگويد :
« كجا مايليد تا آن را بفرستم ؟ ! »
مىگفتند : خانهء فلانى .
و آن حضرت مىفرستاد ، سپس آن را مىطلبيد و بر مىگشت . « 3 »
19 - ابوجعفر از قول ابن عباس آورده است ، مىگويد : ماده گاوى از جلو حسن بن على عليهما السلام گذشت ، فرمود : « اين حيوان ، گوساله مادهاى در شكم دارد كه پيشانى و سر گوشش سفيد است ! »
پس دسته جمعى با قصاب رفتيم ، حيوان را ذبح كرد ، ديديم جريان همانطور است كه فرموده بود !
عرض كرديم : آيا چنين نيست كه خداى سبحان مىفرمايد :
« وَ يَعْلَمُ ما فِي الْأَرْحامِ »
« 4 » پس شما چگونه دانستيد ؟
هامش
( 1 و 2 ) - دلائل الامامه : ص 66 .
( 3 ) - دلائل الامامه : ص 66 .
( 4 ) - لقمان / 34 : و خدا آنچه را كه در رحمهاى ( مادران ) است ، مىداند .