گفتند : معجزهاى شگفت از جمله معجزات بود . « 1 »
15 - ابوجعفر از سعيد بن منقذ نقل كرده ، مىگويد : من حسن بن على را در مكه در حال سخن گفتن ديدم كه ناگهان خانهاى كه بوديم ما را بالا برد ، و تعجبّ كرديم و در آن باره صحبت مىكرديم و داشتيم باور مىكرديم كه در مكه هستيم ، تا اينكه ديديم در مسجد اعظم كوفهايم !
عرض كرديم : يابن رسول اللَّه ! آيا شما نبوديد كه چنين و چنان كرديد ؟ ! فرمود : « اگر بخواهم اين مسجدتان را به دهانهء « 2 » . . . برخورد دو رود فرات و رود اعلى منتقل مىكنم ؟ ! »
عرض كرديم : انجام دهيد !
پس آن حضرت چنان كرد و سپس باز گرداند ! و ما پس از آن ، معجزات آن حضرت را باور مىكرديم . « 3 »
16 - ابوجعفر از ابراهيم بن كثير بن محمد بن جبرئيل نقل كرده ، مىگويد : حسن بن على را در حالى ديدم كه آب خواست و آن فرستاده دير كرد ، پس آن حضرت از ستون مسجد آب در آورد و ميل كرد و يارانش را سيراب نمود ، سپس فرمود : « اگر بخواهم شير و عسل بر شما مىآشامانم ! »
عرض كرديم : بر ما شير و عسل بياشامانيد !
پس از درخواست ما ، از همان ستون مسجد مقابل روضهاى كه قبر
هامش
( 1 ) - دلائل الامامة : ص 65 .
( 2 ) - در متن كلمه « فم » آمده و مؤلّف بزرگوار متن نيز نوشته است : « در متن اصلى چنيناست » - م .
( 3 ) - دلائل الامامه : ص 66 .