كنم و نا فرمانى نكنم و من چنين نبودم ، و شيطان دوست دارد كه خدا را معصيت كنم و فرمان او را نبرم و من اين طور هم نبودم و من خود دوست دارم كه نميرم در حالى كه چنين نبودم !
مردى از جا بلند شد و گفت : يابن رسول اللَّه ! چرا ما از مردن ناخشنوديم و آن را دوست نداريم ؟
امام حسن عليه السلام فرمود : « چون شما آخرت را ويران و دنيايتان را آباد ساختهايد از اين رو نمىخواهيد از جاى آباد به جاى ويران منتقل شويد ! » « 1 »
4 - ابن شهر آشوب مىگويد : به حسن بن على عليهما السلام گفتند : براستى كه شما عظمت و بزرگى داريد !
فرمود : « آرى در من آن عزّتى است كه خداى تعالى فرمود : و عزّت از آنِ خدا و رسول خدا و مؤمنان است » .
و اصل بن عطا مىگويد : حسن بن على عليهما السلام سيماى انبياء و شكوه پادشاهان را داشت ! « 2 »
5 - محمد بن عمير با واسطه از ابوعبداللَّه ( امام صادق ) عليه السلام به نقل از حسن بن على عليهما السلام آورده است كه فرمود : « خدا را دو شهر است :
يكى در خاور و ديگرى در باختر ، پيرامون آنها ديوارى از آهن است و هر شهرى يك ميليون دروازده دارد و هر دروازه دو در از طلا ، و ميان آن شهرها هزار زبان كه هر كسى بر خلاف زبان دوستش حرف مىزند و من با تمام آن زبانها آشنايم و آنچه را كه درون آنها و ما بين آنها وجود دارد ، من مىدانم و جز من و برادرم حسين حجتى بر آنها
هامش
( 1 ) - معانى الاخبار : ص 389 .
( 2 ) 2 - مناقب : 2 / 149 .