حديث
170 . امام باقر - عليهالسّلام - مىفرمايد : « روزى براى على - عليهالسّلام - حلوايى آورده شد ، آن حضرت از خوردن آن امتناع فرمود . عرض شد آيا آن را حرام مىدانيد ؟ فرمود نه ولى مىترسم نفسم به آن مشتاق و علاقمند گردد . پس اين آيه را تلاوت فرمود :
« أَذْهَبْتُمْ طَيِّباتِكُمْ فِي حَياتِكُمُ الدُّنْيا »
؛ ( شما خوشىها و عيشتان را در دنيا از بين برديد . ) »
171 . نيز آن حضرت مىفرمايد : « پيامبر - صلّى اللَّه عليه وآله و سلم - فرمود : فرشتهاى نزد من آمد و گفت : اى محمد ! پروردگار بر تو سلام مىرساند و مىفرمايد : اگر بخواهى تمام ريگهاى بيابانهاى مكه را برايت طلا مىكنم . پيامبر - صلّى اللَّه عليه وآله و سلم - سر به آسمان بلند كرد و عرض كرد : پروردگارا ! ( دوست دارم ) يك روز سير باشم و تو را سپاس گويم و يك روز گرسنه بمانم و از تو درخواست كنم . »
172 . از امام كاظم - عليهالسّلام - نقل شده است كه ابوذر - رحمهاللَّه - گفت : « نكوهيده باد دنيا با بيش از دو قرص نان جو كه با يكى روز را به سر برم و با ديگرى شب را و دو تكه پارچه پشمينه كه يكى را شلوار و يكى را پيراهن كنم . »
173 . از امام صادق - عليهالسّلام - نقل شده است كه فرمود : « ابليس در حالى كه زيورآلات مختلفى به او آويزان بود ، در برابر حضرت يحيىبن زكريا - عليهمالسّلام - ظاهر شد . حضرت يحيى - عليهالسّلام - از او پرسيد : اين زيورآلات چيست ؟ ابليس پاسخ داد :
شهواتى است كه انسانها را به آنها گرفتار مىكنم . يحيى فرمود : براى من هم چيزى هست ؟ ابليس گفت : گاهى كه سير مىشوى ، از نماز و ياد خدا بازت مىدارم . حضرت يحيى فرمود : با خدا عهد مىبندم كه ديگر هرگز اندرونم را از غذا پر نسازم . ابليس در جواب گفت : من هم عهد مىبندم كه ديگر هرگز مسلمانى را نصيحت نكنم و خيرخواه نباشم . » سپس امام صادق - عليهالسّلام - فرمود : « بر جعفر و آلجعفر ( امام صادق و اهل بيت - عليهمالسّلام - ) ( فرض ) است كه هرگز اندرون را از طعام پر نكنند و جعفر و آل جعفر با خدا عهد مىبندند كه هرگز براى دنيا كار نكنند . »
174 . امام باقر - عليهالسّلام - فرمود : « خداوند به چيزى برتر از عفت و پاكى شكم و شهوت ، عبادت نشده است . »