بنابراين ، اينكه خداوند فرموده است : « محبّت من نسبت به دوستان در رضاى خدا حتمى است . » به اين معنى نيست كه دوستى بندگان با يكديگر ، علت محبّت خداوند نسبت به ايشان شده و خداوند تحت تأثير اين دوستى قرار گرفته باشد ؛ چرا كه ذات مقدس پروردگار از تأثير و انفعال ، منزّه و مبرّا است . پس معناى واقعى اين جمله اين است : ذات پروردگار منزّه از آن است كه فضل و كرمش ، دوستان در راه خدا را فرا نگيرد .
نكته ديگرى كه بايد مورد توجه واقع شود اين است كه محبت خداوند متعال نسبت به دوستان در راه خدا ، هرگز اجبارى نيست ، بلكه اين عنايات نتيجهء فضل و كرم پروردگار و منّتى است كه بر بندگان دارد و حتّى خود آن ذات مقدس نيز علّت چنين تأثّر و انفعالى واقع نمىشود ؛ زيرا مقتضاى غناى ذاتى پروردگار ، دورى از هر نوع تأثّر و انفعال است . با تدبر و تأمل در فراز ذكر شده از دعاى عرفه كه مىفرمايد : « خدايا رضاى تو مبرّا . . . » به خوبى روشن مىشود كه از همين روست كه خداوند سبحان جاودانگى تيرهدلان در جهنّم و پاكدلان در بهشت را به اراده و مشيّت خود منوط نموده و فرموده است :
« إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ »
؛ ( مگر آنكه خداى تو بخواهد . ) در حالى كه خداوند متعال بدكاران را به جهنّم و پاكدلان را به بهشت وعده داده و در ادامهء وعدهء اوّلى فرموده است :
« إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ »
؛ ( خداى تو بر آنچه اراده كند ، توانا است . ) و در پايان وعدهء دوم فرموده است :
« عَطاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ »
، ( اين بخششى قطع ناشدنى و دائمى است . )