8
بىحدّ و مرز بودن محبّت خداوند متعال
« محبت مرا حدّ و مرزى نيست ، دانش پى در پى و علمىبعد از علم ديگر به آنها ارزانى دارم . »
حديث
56 . حمّادبن بشير مىگويد : شنيدم امام صادق - عليهالسّلام - فرمود : « پيامبر - صلّى اللَّه عليه وآله و سلم - فرمود : خداوند بزرگ مىفرمايد : هر كس دوست و ولىّ مرا خوار كند ، براى نبرد با من به كمين نشسته است . بندهء من با هيچ چيز به اندازهء انجام واجبات به من نزديك نمىشود . او با اعمال نافله و مستحب آنقدر به من تقرّب پيدا مىكند كه او را دوست مىدارم و آنگاه كه او را دوست بدارم ، گوش شنوا ، چشم بينا ، زبان گويا و دست قدرتمند او مىشوم . اگر مرا بخواند اجابتش مىكنم و اگر از من درخواست بكند عطايش مىكنم . »
57 . از مسكّن الفواد شهيد ثانى - رحمهاللَّه - در اخبار حضرت داوود - عليهالسّلام - نقل شده كه فرمود : « خداوند به يكى از صديقين وحى فرمود : من بندگانى دارم كه مرا دوست دارند و من نيز آنها را دوست دارم ، آنها به من مشتاقند و من هم به آنها مشتاقم . » تا جايى كه خداوند مىفرمايد : « اوّلين چيزى كه به آنها مىدهم ، سه عطيّه است : اوّل آنكه نور خود را در دل ايشان مىتابانم تا همانگونه كه من از آنها خبر مىدهم ، آنها هم از من خبر دهند . »
58 . حافظ برسى مىگويد : در حديث قدسى از ناحيهء خداى بزرگ اين مطلب رسيده است كه مىفرمايد : « بندهء من ! از من فرمان ببر تا تو را نمونهء خويش قرار دهم . من زندهء جاويد هستم ، تو را زندهء جاويد قرار مىدهم ، من بى نيازى هستم كه فقر به او راه ندارد ، تو را بى نيازى مىسازم كه فقر به او راه نداشته باشد ، من هر چه بخواهم ، انجام مىشود ، تو را طورى قرار مىدهم كه هر چه بخواهى بشود . »