تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
آن كه ذره نيست شد ، بل از آن كه با ظهور نور آفتاب ذره را جز توارى و تلاشى روى نيست . . . اين قدم را الفناء فى التوحيد گويند و مزلة الاقدام است ؛ زيرا كه بسيار روندگان را اين جا قدم بلغزيده است و به هر شيوه باطل برون افتاده‌اند جز به دلالت علم و آلت ذكا و مدد توفيق و بدرقه پير صاحب ديده آن باديه را قطع نتوان كرد و روندگان در اين مقام متفاوت باشند ، كس باشد در هفته يك ساعت در اين حضرت بيش بارش نباشد و كس باشد كه هر روزى يك ساعت و كس باشد دو ساعت و كس باشد كه بيشتر اوقات مستغرق شهود باشد و غيبت او با نفس افتاده باشد ، دو سه نفس غايب بيش نباشد و از خواجه اسلام - قدّس‌اللَّه - روحه شنيدم هر كه سه شبانه روز در اين مقام مقيم تواند بود ، شگرف مردى باشد . در آخر مىگويد : دريغ باشد كه در اين مملكت بدين طول و عرض تو را قدم‌گاهى نباشد . خداوندا ! عزيزانى را كه روى در اين راه دارند مدد فرست تا به منتهاى اين دولت برسند و شرّ اخوان الشيّاطين از روزگار ايشان دور دار . وكيل ايشان در همه كارى و در همه حالى تويى و نعم الوكيل ، وكيل ايشان هم در رفع تفرقه بىجبران هم تو باش . درجه سوم از توحيد عملى الفناء عن الفناء است اين است كه آن قدر مستغرق بحر توحيد گردد كه از فناى خود و ديد فناى خود هم بيرون شود و جز حق چيزى نبيند تا آن گاه كه به عالم بقا رسد و « وهناك ما لا عين رأت ، ولا أذن سمعت ، ولا خطر على قلب بشر . » ؛ ( و آن جا چيزى است كه چشمى نديده و گوشى نشنيده و بر قلب بشرى خطور نكرده است . ) « 1 »

( 3455 ) شيخ نجم‌الدّين محمود اصفهانى

عارفى جليل القدر و استاد يوسف عجمى كورانى - متوفى به سال 768 - است . « 2 »
هامش
( 1 ) . نفحات الانس ، شماره‌ى 428 . در ضمن احوال مجدالدّين طالبه ( با تلخيص ) . ( 2 ) . ر . ك : شرح حال كورانى .