( 3453 ) شيخ محمود اسكدارى « 1 »
عارفى بزرگوار و مظهر فيوضات ربّ الارباب و صاحب رياضات و كرامات و از شاگردان عارف باللَّه شيخ افتاده است . سال 1038 در اسكدار دار دنيا را وداع گفت و همان جا به خاك سپرده شد . وى را تأليفات زيادى است . « 2 »
( 3454 ) مولانا محمود اشنوى « 3 »
صاحب كمالات صورى و معنوى و از شاگردان اخلاقى مولانا شمسالدّين محمد عبدالملك ديلمى است . رساله غاية الامكان فى معرفة الزّمان والمكان المرام وى شاهد بر كمالات صورى و معنوى او است . خواجه اسلام را ديده ، كلامى در صفحات ذيل از وى نقل مىكند . مزارش در اندرون دروازه خشگ فيروز آباد ، در گنبدى است كه سلطان مجدالدّين طالبه نيز در آن جا مدفون گرديد .
گفتار
- چون پادشاه - عزّوجلّ - به بنده چيزى خواهد ، او را با خود آشنا مىكند و به قرب خودش بينا گرداند تا پيوسته از قرب او انديشد و همواره او را با خود آشنا كند و خود را با او داند ، لاجرم حرمت و تعظيم ، صفت او شود . محافظت نمودن بر آداب صحبت ،
هامش
( 1 ) . منسوب به اسكدار ، شهرى در بلاد روم .
( 2 ) . كرامات الأولياء .
( 3 ) . اشنوى : منسوب به اشنو شهرى در آذربايجان .