العونَ . »
بگير از دنيايت غذايى را كه ناچارى از آن و نسبت به قوّت پيشى بگير و آماده مرگ شو و از خدا كمك بخواه .
- « من أحبّ اللَّه ، أحبّ أن لايَعرفه أحد . »
كسى كه خدا را دوست داشته باشد ، دوست دارد كه كسى او را نشناسد .
- « اغتنم ساعتَك لاتغفل عنها ؛ فإنّك إن إغتنمتَها شغلتَ عن غيرها . »
ساعتت را كه در آن هستى غنيمت شمار و از آن غافل مشو ؛ زيرا اگر آن را غنيمت شمارى از غير آن منصرف مىشوى . « 1 »
( 3447 ) ابوعبداللَّه ، محمد بن يوسف بن معدان بنّاء
صاحب علم و عمل و معرفت و استاد على بن سهل - متوفى به سال 280 - است .
تأليفاتى دارد در سلك عارفين و معاملة العاملين .
چون اراده خلوت و انقطاع بر وى غالب گشت به عزيمت مكه بيرون شد و با قدم تجريد بيابان را طى نمود .
روزى كه به عمل بنايى مشغول بود و اجرت كار خود را قدرى به نفقه خود مصرف مىكرد و بقيه را بر فقرا تصدّق مىنمود .
حكايت
- چون به مكه درآمدم ، عدهاى از اهل معرفت را در مقام ابراهيم مجتمع ديدم . خدمتشان نشستم ، قارى شروع كرد به قرآن خواندن ، چون بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم بگفت ، بر دل من چيزى واقع شد ، فرياد بركشيدم ، به قارى گفتند : خاموش شود . از من پرسيدند : چه
هامش
( 1 ) . طبقات شعرانى ، ج 1 ، ص 52 ؛ حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، 7 ، ج 8 ، ص 225 .