زندقه و اين خود حال مريدى است كه چون ارادت و شرطها را ادا كرده به حقايق ارادت رسيده ، او را اين نشان سلامت و علامت رسيدن او به منتهاى همّت ، امّا بيچاره ديگرى كه در بند غرور و عادت مانده و يك حرف از اين تخته نخوانده ، هر جا دعوى است در وى يا بى و در ميان هيچ نه ، اين جا فرقى پديد آيد ميان روش عالم و جاهل و بدين جدا گردد معنى از صورت حق تعالى . « 1 »
- افسوس اى برادر ! قفل بشريّت بر دلها و بند غفلت بر فكرها و جهانى از حقيقت خود غافل و محجوب مانده ، چون بدر مرگ اين قفل بىكليد
فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ
« 2 » ؛ ( و [ لى ] ما پردهات را [ از جلوى چشمانت ] برداشتيم . ) « 3 » گشاده گردد و بند غفلت از حدّ
فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ
« 4 » ؛ ( و ديدهات امروز تيز است . ) برخيزد و هزاران فرياد از جان برآيد .
- از آن علم كه تو دارى و از آن نماز كه تو مىگذارى و از آن روزه كه تو مىدارى ، در اين راه قدم نتوانى نهاد .
- اى برادر ! اين دنيا راه جوان مردان است نه بازى كودكان ، جاه و مال و زن و فرزند و جان و تن باختن در اين راه اوّل قدم است .
- چون خداوند تعالى بنده را دوست دارد او را مبتلا گرداند و بعد از آن كه در دوستى مبالغت نمايد افشا فرمايد . گفتند : افشا چيست ؟ گفت : او را به مال و اهل و فرزند نگذارد ، در خبر است كه :
« إذا أحبّ اللَّه عبداً ابتلاه ، فإنّ صبَر اجتباه ، و إن رضى إصطفاه . »
وقتى خداوند بندهاى را دوست دارد مبتلايش مىكند ، پس اگر صبر كرد او را انتخاب مىكند و اگر خشنود شد او را بر مىگزيند .
هامش
( 1 ) . نظر به اهميّت اين كلام و گفتار بيشتر آن را آورديم .
( 2 ) . سورهى ق ، آيهى 22 .
( 3 ) . سورهى ق ، آيهى 22 .
( 4 ) . سورهى ق ، آيهى 22 .