أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيْنا مَرْجِعُهُمْ ثُمَّ اللَّهُ شَهِيدٌ عَلى ما يَفْعَلُونَ
« 1 » ثمّ قال : اللّهم ! أنت الشهيد على أفعالنا ، والحفيظ لِأعمالنا ، والبصير بأمورنا ، و السّميع لنجوانا ، و أنت على كل شيىء حفيظ ، قد علمتُ ما أخفاه النّاظرون فى جوانح صدورهم من أسرار كامنةً و شهوات باطنة ، و أنت المميّز بين الحق و الباطل ، و قد علمتُ أنّه لا يجوز عليك ما خطر على القلوب و مااشتملت عليه الضّلوع من أعلان و كتمان ، و أنت العليم بذات الصّدور ، فاغفر لهلال . »
با هلال بن وزير بودم كه به پسرى نگاه كرد و اين آيه را خواند : « و اگر پارهاى از آن چه را كه به آنان وعده مىدهيم به تو بنمايانيم ، يا تو را بميرانيم [ در هر دو صورت ] بازگشتشان به سوى ماست ، سپس خدا بر آن چه مىكنند گواه است . » ، سپس گفت : خدايا ! تو گواهى بر افعال ما و حافظ اعمال هستى و بينا به امور ما مىباشى و شنوا به سخنان آهستهى مايى و تو بر هر چيزى حافظى ، به تحقيق مىدانى آن چه را كه بينندگان پنهان مىكنند در گوشههاى سينههايشان از اسرار مخفى و شهوتهاى باطنى در حالى كه جدا كنندهى بين حق و باطلى و به تحقيق مىدانى كه امكان ندارد بر تو آنچه را كه بر دلها خطور مىكند و آنچه را كه از آشكار و خفا ، سينهها دارند ، در حالى كه عالمى به درون سينهها ، پس هلال را ببخش . « 2 »
( 3812 ) خواجه همام تبريزى
از مشاهير اهل معرفت و از شاگردان خواجه نصيرالدّين طوسى است . سال 713 از
هامش
( 1 ) . سورهى يونس ، آيهى 46 .
( 2 ) . حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 10 ، ص 154 .