صاحب زراعت گفت : من حلال كردم ، هشام گفت : مرا به آن احتياج نيست ، بالاخره صاحب زراعت قبول نكرد ، وى هم گوسفند را رها كرده و برفت . « 1 »
( 3810 ) هلال مجذوب
عارف باللَّه است كه مستغرق حالات معنوى و صاحب كرامات بود و در اوايل قرن 11 از دنيا رفت .
پسرش زين العابدين گويد : وقتى پدرم را ملاقات كردم در حالى كه نفس من در آرزوهاى دنيوى فرو رفته بود در پيشاپيش من حركت مىنمود و مىگفت :
« الدّنيا جيفة و طالبها كلاب . »
دنيا مردارى است و طالب آن سگها هستند .
و اين كلام را تكرار مىنمود . « 2 »
( 3811 ) مولانا هلال بن وزير صوفى
از كسانى است كه خداوند وى را به خالص ذكر و عناياتش برگزيد و بر مكنون سرّش آگاه ساخت . شيخ خير نسّاج - متوفى به سال 322 - وى را ديدار نمود .
گفتار
- خير نسّاج گويد :
« كنت مع هلال بن وزير ، فنظَر إلى غلام فقرأ و
وَ إِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ
هامش
( 1 ) . طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 217 .
( 2 ) . كرامات الأولياء .