و عملًا بهره برد و صاحب تصنيفاتى است چون : مصائب النواصب ؛ ديوان غزليات و قصايد ؛ مخزن الدّرر ؛ معراج نامه .
گفتار
- جهالت رهزن عقل است ، ضلالت دشمن هوش ، نخوت پرده چشم است ، غفلت پنبه گوش .
- آدميّت نه به خوردن و خوابيدن است ، انسانيّت نه به زلف تابيدن ، خواهى انسان كامل شوى و محسود هم جنسان ، خدا را عبادت كن و بندگان را تواضع .
- پيرو پيران باش و مريد روشن ضميران . از صحبت ديو سيرتان آدم صورت و مظهران حسد و كسورت كه در يك نفس هزار فساد انگيزند و از كيفر بار خدا و خشيّت ائمه پرهيزند بپرهيز . . .
- بر دامان آدم صورتان فرشته سيرت و مظهران دانش و بصيرت كه آب حلم بر آتش عناد ريزند و جز به حبل المتين توكّل و توسل نياورند بياويز .
شعر
- كيست اين پنهان مرا در جان و تن * كز زبان من همى گويد سخن
اين كه گويد از لب من راز كيست * بنگريد اين صاحب آواز كيست
در من اين سان خودنمايى مىكند * ادّعاى آشنايى مىكند
كيست اين گويا و شنوا در تنم * باورم يا رب نيايد كاين منم
متصلتر با همه دورى به من * از نگه با چشم و از لب با سخن
ماسوا آيينه آن رو شدند * مظهر آن طلعت دلجو شدند
چون كه يكسر طالبان را جمع كرد * جمله را پروانه ، خود را شمع كرد
بار ديگر آمد از ساقى صدا * طالب آن جام را بر زد ندا