تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
و حقيقت احسان ، شهود حق است در جميع مراتب وجود و احسان را مراتب سه گانه است : اوّل احسان لغوى نيكويى كردن است ، با جميع موجودات ؛ دوّم عبادت به حضور تامّ و مشاهده محبوب ؛ سوّم شهود ربّ العالمين با هر شيئى كما قال اللَّه
وَ مَنْ يُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ
« 1 » . - به حكم
هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ
« 2 » در هر حالى كه باشى ، از محول احوال غافل مباش . - تجليّات الهى نامتناهى است و هر تجلى مستلزم عملى ، دايماً طالب اين علم تجلّى مىباش ، هر چه يا بى از معارف ، متحلّى مىباش و به متابعت متبوع عالم مىگو
رَبِّ زِدْنِي عِلْماً
« 3 » ؛ ( پروردگارا علمم را زياد كن . ) و به فرايض قيام نما تا خدا به نور « بى يسمع و بى ينطق » منوّرت گرداند و بر نوافل اتيان نما تا به تشريف شريف « كنت سمعه الّذى يسمع به و بصره الّذى يبصر به و لسانه الّذى يتكلّم به الحديث . » ؛ ( شنوايى او مىشوم كه با آن مىشنود و بيناييش مىشوم كه با آن مىبيند و گوياييش مىشوم كه با آن مىگويم . ) مزيّن شوى :
مشرّف به تشريف خاصّ إله * به صورت به معنى بود پادشاه
- مخلوقات را نيستى صفت ذاتيست و هستى عرضى و اكابر و اشراف مباهات به ذاتيات كنند نه به عرضيّات ؛ كما قال نبيّنا - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - : « الفقر فخرى . » و هستى كه نيستى ندارد ، واجب الوجود بود لذاته و هستى كه نيستى مىپذيرد به حقيقت آن هست نيست . شعر
- بىنام و نشان شو كه در اين كوى خرابات * بى نام و نشان هر كه شود صاحب نامست
هامش
( 1 ) . سوره‌ى لقمان ، آيه‌ى 22 . ( 2 ) . سوره‌ى حديد ، آيه‌ى 4 . ( 3 ) . سوره‌ى طه ، آيه‌ى 114 .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 248 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)