تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
كرد ، وى را ، غايت تعظيم و تكريم نموده و در صدر مجلس جاى دادند . چون به مباحثه مشغول شدند ، او هم سخنانى بىاساس بر زبان راند ، ولى ايشان تحسين كرده و تسليم مطالب و سخنان بىاساس او شدند . چون طعام مىآورند ، غايت ادب را ملاحظه كردند ، در اين هنگام كمال‌الدّين ، آستين فراخ خود را در ميان غذا افكنده و گفت : « كل يا كمّي . » ؛ ( بخور اى آستينم . ) ايشان از اين عمل تعجب كرده پرسيدند : منظور چيست ؟ گفت : « شما اين غذاى پاكيزه را براى آستين فراخ من فراهم كرده‌ايد نه براى من ، من همان كسى هستم كه روز گذشته نزد شما آمدم و به طريقى ديگر با من رفتار كرديد ، روز گذشته با هيئت فقرا آمدم ، تعظيمى نديدم ، امروز با لباس جبّارين آمدم و گفتار جاهلانه گفتم ، شما ترجيح داديد جهالت را بر علم و غنى را بر فقر ، من صاحب ابياتى هستم كه قايل به اصالةالمال و فرعيةالكمال شدم و براى شما فرستادم ، ولى شما مرا تخطئه نموديد و امر را به عكس گمان كرديد . » اين جا ايشان به خطاى خود اقرار نمودند و عذر از تقصير خواستند . « 1 »

( 3669 ) ابوسالم ، ميثم بن يحيى نهروانى « 2 » تمّار

از اصفياى اصحاب سرّ اميرالمؤمنين على - عليه السّلام - است كه آن حضرت وى را مطلع بر علوم كثيره و اسرار خفيّه از اسرار وصيت نمود و در مرحله دوم از اصحاب امام حسن - عليه السّلام - و در مرحله سوم از اصحاب امام حسين - عليه السّلام - بود و على - عليه السّلام - جريان و كيفيّت كشته شدنش را خبر داد و شهادتش ده روز پيش از آمدن سيدالشهدا به عراق ، به همان كيفيّت واقع شد . « 3 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : تراجم ، الكنى و الالقاب ، فوائدالرضويه ، اعلام‌الشيعه و ريحانةالادب . ( 2 ) . نهروانى : منسوب به نَهْرَوان ، بلدى در نزديكى بغداد . ( 3 ) . براى كيفيت احوالش ر . ك : كتب تراجم ، همين اندازه اين كتاب را كفايت مىكند . جامع الرّواة ، ج 2 ، ص 284 ؛ تنقيح المقال ( رجال مامقانى ) ، ج 3 ، ص 262 ؛ طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 18 .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 221 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)