تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧

( 3562 ) مولانا كمال‌الدّين مسعود خجندى « 1 »

از اعاظم و اكابر دين ، اهل معرفت ، صاحب علوم ظاهرى و باطنى و رياضات و مجاهدات و كرامات است كه از فيض صحبت اهل حال و كمال كامياب گشت و علايق دنيوى را ترك گفته و از ياد غير حق معزول بود . در خجند به دنيا آمد . در سفر حجّش به تبريز رسيد و آب و هواى آن به مزاجش سازگار آمد ، پس از معاودت از حج در وليّان « 2 » كوه تبريز ساكن گرديد و مورد توجه اهل فضل و علم و اهل كمال بود . عده‌اى از تربيت‌يافتگان او هستند ، چون : زين‌الدّين ابوبكر خوافى . شمس‌الدّين محمد حافظ شيرازى را به وى علاقه و كمال خلوص بود . سال 803 ، شبى بعد از نماز مغرب اشتغال به ذكر و ورد داشت ، به لفظ
« حَسْبُنَا اللَّهُ » *
كه رسيد جان به جان آفرين سپرد . « 3 » مزارش در تبريز در كوه وليّان در باغى است ، بر سنگ قبرش اين بيت نوشته شده است :
كمال از كعبه رفتى بر در يار * هزارت آفرين مردانه رفتى
خلوت خانه‌اى براى عبادت داشت كه شب‌ها در آن زاويه به سر مىبرد و كسى را بدان راه نبود . پس از فوتش به آن جا مىروند و مىبينند كه جز حصير و سنگى كه سر بر آن مىگذاشته چيزى وجود ندارد . حكايت - غزلى را كه مطلعش دو بيت ذيل است مىنويسد و به شيراز نزد خواجه حافظ شيرازى مىفرستد :
هامش
( 1 ) . خُجَندى : منسوب به خُجَند يا خُجَنده ، شهرى بزرگ واقع در كناره‌ى سيحون از بلاد مشرق . ( 2 ) . وليان : كوهى در نزديكى شهر تبريز . ( 3 ) . وفات وى را 792 هجرى قمرى هم نوشته‌اند .