تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
از شاگردان اخلاقى او است و معروف كرخى از سخنان وى تنبّه پيدا كرده است . اصلش بغدادى است . حكايت - سرّى گويد : روزى استاد نزد من آمد ، جمعيتى را نزد من ديد ، قدرى ايستاد سپس بنشست و به من نگريست و گفت : « صرتَ مُناخ البطّالين . » محل رفت و آمد بطالت گذرندگان قرار گرفتى . اجتماع آن جماعت نزد من نپسنديد ، بازگشت . - وى را بيماريى پيش آمد ، احمد ابىالحوارى گويد : قاروره ابن سماك را نزد نصرانى مىبردم ، در راه به پيرمردى نورانى ، خوشبو و نظيف كه جامه نو در بر داشت ، رسيدم ، پرسيد : كجا مىروى ؟ گفتم : جريان چنين است ، گفت : سبحان‌اللَّه دوست خدا از دشمن خدا استعانت مىجويد ؟ برگرد و به ابن سماك بگو دست خود بر محل درد گذارد و اين دعا بخواند : « أعوذ باللَّه من الشيطان الرجيم
وَ بِالْحَقِّ أَنْزَلْناهُ وَ بِالْحَقِّ نَزَلَ
« 1 » . » به خدا پناه مىبرم از شيطان رانده شده و به حق آن را نازل كرديم و به حق نازل شد . سپس غايب شد و ديگر وى را نديدم . قاروره را بر زمين زده ، به نزد ابن سماك رفتم و جريان را نقل كردم . چنان كرد و شفا يافت . پرسيد : او را شناختى ؟ گفتم : خير ، گفت : خضر - عليه السّلام - بود . - معروف بن فيروز كرخى مىگويد : در كوفه مىگذشتم ، برخورد نمودم به شخصى كه وى را ابن سمّاك مىگفتند . مردم را موعظه مىنمود ، در خلال كلامش گفت : « من اعرض عن اللَّه بكلّيّته ، أعرض اللَّه عنه جملةً ؛ و من اقبل على اللَّه بقلبه ،
هامش
( 1 ) . سوره‌ى اسراء ، آيه‌ى 105 .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 86 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)