تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤

( 3174 ) شمس‌الدّين محمد سكزى معروف به سنجرى « 1 »

جامع علوم ظاهر و باطن است كه در مواعظ و تذكر بىعديل بود جمعى به دست وى تربيت يافتند . صاحب تأليفاتى است از جمله مجمع‌البحرين .
شاها بايد كز تو دلى كم شكند * لطف تو هزار لشكر غم شكند انديشه به كار دار كاندر سحرى * يك آه هزار ملك در هم شكند « 2 »

( 3175 ) ابوسهل ، محمد بن سليمان صعلوكى « 3 »

پيشواى وقت خود در علوم شريعت و يگانه زمان خويش است . با شبلى و عبداللَّه مرتعش و ابوعلى ثقفى مصاحبت داشت . در ماه ذىالقعده سال 369 در نيشابور دنيا را وداع گفت . گفتار - « قد تعدّى مَن تمنّى أن يكون كمن تُعنى . » به تحقيق تجاوز كرده است آن كه آرزو كند مانند كسى باشد كه قصد شده است . - « مَن تصدّر قبل أوانه فقد تصدّر لهوانه . » كسى كه رياست طلب كند ، قبل از رسيدن وقتش ، به تحقيق خوارى خود را طلب كرده است . « 4 »
هامش
( 1 ) . سِنْجَرى : منسوب به سِنْجَرْ : 1 . مخفّف سِنْجار شهر مشهور و قديمى واقع در شمال عراق مىباشد ؛ 2 . نام جدّ به همين نام . ( 2 ) . رياض العارفين ، ص 150 . ( 3 ) . صُعلُوكى : منسوب به جدّ به نام صُعلُوك . ( 4 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شماره‌ى 376 .