تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
ماندند ، نصف بدنش را بلغم حار و نصف ديگر را بلغم بارد گرفت ، چنان كه معالجه هر كدام به ديگرى ضرر مىرسانيد . شيخ مىگفت : « خَلُوا بيني و بين اللَّه تعالى ، يفعل ما يريد . » كنار رويد بين من و بين خداوند متعال تا آن چه مىخواهد درباره من انجام دهد . هفت سال بدين منوال بسترى بود ، كسى از وى آه نشنيد ، تا آن كه به رحمت حق پيوست . نزديك مرگ از گريه آرام نمىگرفت . گفتار - « قوموا لاهل العلوم الربّانيّة ، فإِنّ قيامكم في الحقيقة إِنّما هو لصفة اللَّه تعالى الّتي أنار بها قلوبَ أوليائه . » بپاخيزيد براى علوم خدايى ؛ زيرا به پاخواستن شما حقيقتاً به خاطر صفت خداوند تعالى است كه دل اوليايش را با آن منوّر كرده است . - از وى پرسيدند : صالح كيست ؟ گفت : « الصّالح من صلُح لحضرة اللَّه عزّ و جلّ ، و لايصلح لحضرة اللَّه إلّامَن تخلّى عن الكونين . » ؛ ( صالح كسى است كه براى حضور خداوند - عزّوجلّ - صلاحيت داشته باشد و براى محضر خداوند صلاحيت ندارد ، جز كسى كه از دنيا و آخرت خالى شده باشد . ) « 1 »

( 3109 ) حاج سلطان محمد بن حيدر گنابادى ابن ملاحيدر جنابذى ، ملقب به سلطان على « 2 »

در معقول و منقول ، يكتا و جامع علوم ظاهر و باطن و صاحب اخلاق حميده و
هامش
( 1 ) . طبقات شعرانى ، ج 2 ، ص 81 . ( 2 ) . گنابادى : منسوب به كناباد يا گناباد ، از شهرهاى معروف خراسان ؛ جُنابذى : منسوب به جُنابذ يا كونابذ ، روستايى از توابع نيشابور .