تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
فرود آيد كه اسير شهوت و غضب شود و اعلىعلييّن وى آن است كه به درجه ملايكه رسد چنان كه از دست شهوت و غضب خلاص يابد و هر دو اسير وى گردند و وى پادشاه ايشان گردد ، چون بدين پادشاهى رسد ، شايسته بندگى حضرت الهيّت گردد و اين پادشاهى و شايستگى صفت ملايكه است و كمال درجه آدمى است و چون وى را لذت انس به جمال حضرت الهيّت حاصل شد ، از مطالعه آن جمال يك ساعت صبر نتواند كرد و نظاره كردن اندر آن جمال بهشت وى شود و آن بهشت كه نصيب شهوت چشم و شكم و فرج است ، نزديك وى مختصر شود و چون گوهر آدمى از اول آفرينش ناقص و خسيس است ممكن نگردد وى را از اين نقصان به درجه كمال رسانيدن الا به مجاهده و معالجه و چنان كه آن كيميا كه مس و برنج را به صفا و پاكى زر خالص رساند به غايت دشوار بود و هر كسى آن را نشناسد و همچنين اين كيميا كه گوهر آدمى را از خشت بهيميّت به صفا و نفاست ملايكه رساند تا بدان سعادت ابدى يابد هم دشوار بود و هر كسى نداند . » - بدان كه كليد معرفت ايزد تعالى معرفت نفس است و براى اين گفته‌اند : « من عرف نفسه ، فقد عرف ربّه . » كسى كه خود را شناخت به تحقيق پروردگارش را شناخته است . و براى اين گفت حق سبحانه و تعالى :
سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ
« 1 » به زودى نشانه‌هاى خود را در افق‌ها [ ى گوناگون ] و در دل‌هايشان بديشان خواهيم نمود ، تا برايشان روشن گردد كه او خود حقّ است . آيا كافى نيست كه پروردگارت خود شاهد هر چيزى است ؟ - از استاد شنيدم كه از استادش ابوالقاسم گرگانى نقل كرد : « إنّ الأسماء التسعة والتسعين تصير أوصافاً للعبد السالك وهو بعدُ فى السلوك
هامش
( 1 ) . سوره‌ى فصّلت ، آيه‌ى 53 .