تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
فما رضيتُ في عمري من نفسي طرفةَ عين . » كسى كه نفسش را بشناسد ، نفَسى نمىكشد مگر به تلاش دايمى و عبادت زياد و مغرور نمىشود به خالص بودن اوقات و نيكو بودن حالات و لطافت نفس‌ها و صدق معامله‌اش ، به سبب آن چه مىداند از آفت‌هاى عميق و مكر و بدى طبيعت و كمال شر نفس و من در تمامى عمرم فكر كردم و در شأن نفسم نگاه كردم ، از خودم در عمرم به اندازه چشم بر هم زدنى خشنود نبودم . « 1 »

( 3311 ) ابوعبداللَّه ، محمد بن فضل بن طاقى سجستانى هروى « 2 »

عالم به علوم ظاهر و باطن و خداوند كرامات و شاگرد اخلاقى موسىبن عمران جيرفتى و استاد خواجه عبداللَّه انصارى - متوفى به سال 481 - است . غره صفر سال 416 از دنيا رفت . « 3 »

( 3312 ) خواجه شمس‌الدّين محمد فلكى « 4 »

عارف جليل القدرى است كه مزارش در جانب قبله شش گيلان « 5 » تبريز جنب
هامش
( 1 ) . طبقات شعرانى ، ج 1 ، ص 75 ؛ رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شماره‌ى 119 ؛ طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 263 ؛ حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 10 ، ص 232 . ( 2 ) . طاقى : منسوب به : 1 . طاق ، رستاقى ( معرّب روستاهاى زرائى ) واقع در نزديكى زرنج ؛ 2 . طاق المحامل ، واقع در كوفه ؛ 3 . طاق ، دژى واقع در مازندران ؛ سجستان / سختيان / سيستان : منطقه‌اى بزرگ كه اكنون در ايران و افغانستان مشتركاً واقع است ؛ هَرَوى / هروانى : منسوب به هرات ، شهرى معروف و قديمى در شمال غربى افغانستان نزديك مرزهاى ايران . ( 3 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شماره‌ى 399 . ( 4 ) . گويند كه وى فلكى شيروانى شاگرد ابوالعلى است ولى اشتباه است و اين شخص ديگرى است . فَلْكى : منسوب به فَلْك ، روستايى از سرخس ؛ فَلَكى : منسوب به : 1 . دانش فَلَك و نجوم ؛ 2 . به كسى كه كارش ريسيدن نخ به وسيله‌ى ابزارهاى مخصوص اين كار است . ( 5 ) . شش گيلان / شش كلان : از محله‌هاى شهر تبريز كه از شمال و مغرب به سرخاب متصل است .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 268 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)