( 2945 ) مولانا محمد اسماعيل ازغدى « 1 »
متخلص به وجدى ، معروف به كامل خراسانى و يا وجدى خراسانى « 2 »
صاحب علوم ظاهرى و معنوى است كه در كمالات نفسانى و روحانى مرتبه عالى يافت و شاگرد اخلاقى سيد سرخ عالمشاه هندى و سيد قطبالدّين تبريزى شيرازى بود و به صحبت آقا محمد هاشم خليفه و آقا محمد كازرونى « 3 » رسيد . گاهى مثنويّات به نام [ قلندرنامه ] و رباعيات مىسرود . حاج محمد زمان جلاير كه از شاگردان و ارادتمندان وى است ، مكاتبات عرفانيه و اخلاقيه وى را جمع آورى نمود . « 4 » وى در سال 1232 از دنيا رفت .
شعر
- آن چه را گويند نامش كيميا * نيست الّا صحبت مرد خدا
مهر ايشان جنّت و انوار دان * قهر ايشان را جحيم و نار دان
اى تو غره گشته اندر نيستى * هيچ بنديشى كه آخر كيستى ؟
كار ساز ما به فكر كار ما * فكر ما و كار ما آزار ما
جملهى عالم نمودار حقند * آينه صافى ديدار حقند
هامش
( 1 ) . منسوب به ازغد ، از قراى شاهانذر از مضافات مشهد رضوى .
( 2 ) . وى همان مولى اسماعيل ازغدى است ، تلميذش محمد زمان در قصيده قلندرنامهاش وى را چنين ستوده :مرا پير در اقصاى خراسان است آسوده * كه آمد با ذبيحاللَّه نام و كنيه يكسانش
خراسانيست اندر اصل و ازقد موطنومسكن * وجودى را كه از وى فخرها باشد خراسانش
نوشته نام آن مرحوم در ديباچه رحمت * ذبيحاللَّه و اسماعيل اندر متن عنوانش
چو او در حكمت ربانى و تاييد سبحانى * نه در ماقبل و نه مابعد در امثال و اقرانش
تخلص وجدى و منظومه در توجيه و تمجيدش * صفات اوليا و اصفيا در عرض ايوانش
پسازسىودو سال و يك هزارودوصدهجرى * شده مستغرق بحر لقاءاللَّه غفرانش( 3 ) . از شاگردان اخلاقى سيد نعمتاللَّه ولى - متوفى به سال 834 - است .
( 4 ) . در مكتبهاى در تهران موجود است .