تجريد احرام حج بست و با يوسف بن حسين و عبداللَّه حزاز رازى و مظفر كرمانشاهى و ابومحمد رويم و ابومحمد احمد بن محمد جريرى و ابوعبداللَّه احمد بى عطاء رودبارى صحبت داشت . پنجاه هزار دينار غير از ضياع و عقار به ارث به وى رسيد ، همه را در راه خدا به فقرا انفاق نمود .
گفتار
- « الفقير الصّادق الذى يملك كلَّ شىء ، ولايملكه شىء . »
فقير صادق آن است كه هر چيزى را مالك است و چيزى او را مالك نيست .
- « من تعزَّز عن خدمة إخوانه ، أورثه اللَّه سبحانه ذلًاّ لاانفكاك منه . »
كسى كه از خدمت برادرانش كبر ورزد ، خداوند سبحان به او ذلتى مىدهد كه جدايى از آن ندارد .
- « ما قبِل منّى شيئاً ، الّا رأيتُ منّةً علىّ لايمكننىالقيام بواجبها ابداً . »
كسى از من چيزى را قبول نمىكند ، مگر اين كه براى او بر خودم منّتى مىبينم كه هرگز نمىتوانم به واجب آن قيام كنم .
- « أوائل بركات الدخول فى طريقالقوم ، أن تصدّق الصادقين فى كلّ ما أخبروا به عن أنفسهم و عن مشايخهم ؛ فمَن توقّف فى شىء من ذلك ، حرمُ بركتهم . »
بركتهاى اوليه دخول در راه اهل معرفت ، آن است كه راستگويان را در تمامى آن چه از خودشان و اساتيدشان خبر مىدهند ، تصديق كنى ، پس كسى كه در اين امور توقف كند ، از بركت ايشان محروم مىماند .
- « من أخلاق الفِتيان أن يحسن خلقه مع من يبغضه ، و يبذل المال لمن يكرهه ، و يحسن الصحبة مع من ينفر منه قلبه ، و موافقة الإخوان فى كلَّ ما لايخالف العلم . »
از اخلاق جوانمردان آن است كه اخلاقش را نيكو كند با كسى كه به او كينه دارد و مال را بدهد به كسى كه از او بدش مىآيد و مصاحبت نيكو داشته باشد با كسى كه قلبش از او تنفر
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 318
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٣١٨