تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
رو نگردانم ز جورت تا سرم بر تن بود * گر بسرگرد جهان چون گوى گردانى مرا گر برنجانى نرنجم زآن كه رنجت راحت است * جانى و آرام جان هرچند رنجانى مرا « 1 »

( 2927 ) شيخ محمد بن احمد فرغل

از رجال متمكّنين و اصحاب تعريف و كرامات است . سال 850 به بعد دار دنيا را وداع گفت و در ابىتيح صعيد « 2 » مصر به خاك سپرده شد . « 3 »

( 2928 ) خواجه شمس الدّين محمد بن احمد كوسوى جامى « 4 »

صاحب علوم ظاهرى و باطنى و صاحب جذبه‌اى قوى است كه در حقايق قرآن و احاديث نبوى و كلمات اهل معرفت بغايت تيزفهم بود . وى شاگرد اخلاقى شيخ زين‌الدّين ابوبكر خوافى است و به صحبت شيخ بهاءالدّين عمر « 5 » بسيار مىرسيد و به وى اعتقاد و ارادت تمام داشت . روز شنبه 26 جمادى الاولى سال 863 دار دنيا را وداع گفته و در حوالى مسجد هرات نزديك مزار ابويزيد مرغزى به خاك سپرده شد .
هامش
( 1 ) . طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 63 ؛ رياض العارفين ، 241 ؛ رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شماره‌ى 518 . ( 2 ) . صَعيد : بلاد فيما بين جنوب قاهره و آبشارهاى اسوان واقع در كشور مصر را صَعيد نامند . ( 3 ) . طبقات شعرانى ، 2 ، ص 95 . ( 4 ) . جامى : منسوب به تربت جام ، از توابع استان خراسان در نزديكى مرز افغانستان كه مدفن شيخ اجمد جام در آن جا مشهور و معروف مىباشد و يا به احتمال خيلى ضعيف منسوب به چندين روستا در اطراف تربت جام . ( 5 ) . معلوم نشد منظور بهاءالدّين عمر فراهى است و يا ابَردهى ، بعيد نيست منظور اول باشد كه - متوفى به سال 857 - است ، ابردهى در قرن هفتم بوده ، ممكن نيست درك وى نموده باشد و ممكن است غير اين دو منظور باشد .