- سالكان راه به سرّ حقيقت بردهاند از ميان اهل عالم ، ديگران در غمرات موتند بكوشيد و سست مشويد كه عاقبت با اهل ذكر است نه با اهل غفلت و اگر بعضى از اهل غفلت را عافيتى حاصل است كه بعضى از اهل ذكر را حاصل نيست ، بدگمان مشويد كه آن عافيت بر تن ايشان جارى مىشود جان ايشان از آن عافيت خبرى ندارد . . . .
- اگر كسى مىنشيند كه زمان فراغتى يك لَخت بيابد آن گاه به ياد خداى و سلوك سبيل او مشغول شود ، چنين روز معلوم نيست كه بيايد يا نه بلكه معلوم است كه چنين روز كس را صافى نمىشود ، براى آن كه اگر اسباب تفرقه از بيرون كم شد ، اندرونى كه از جانب خواطر و انديشههاست بر جاى است . پس اقبال بر حق را به هيچ شرط مشروط نمىبايد داشت ، در تحصيل اسباب مسهّله آن كوشش مىبايد نمود ، اما موقوف چيزى نمىبايد داشت در عين تحصيل اسباب آن ، به نفس آن نيز مشغول مىبايد شد و گروى از وقت خود مىبايد گرفت كه حاصل اين كس همان وقتهاست كه اقبال بر ذىالجلال داشته و به ذكر و طاعت او مشغول شده ،
وَ لا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيا
« 1 » ؛ ( سهم خود را از دنيا فراموش مكن . ) خود را درياب و در غفلت متمادى مباش .
- رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - فرمود :
« من ساوى يوماه فهو مغبون . »
كسى كه دو روزش مساوى باشد مغبون است .
راه مىبايد رفت كه مسافت دراز است و عمر كوتاه ، اگر آهسته مىرويد خوف انقطاع هست ، چنان به شتاب مىبايد رفت كه سايه از ايشان باز ماند ماروار از پوست هستى بيرون مىبايد جهيد . . . .
- انديشه سالك اگر براى ضرورت است ، خداى كفيل آن شده :
هامش
( 1 ) . سورهى قصص ، آيهى 77 .