« كُتب فى قلوبهم الإيمان . »
در دلهايشان ايمان نوشته و ثبت كرده است .
طور سيّم شغاف است و آن معدن شغف و محبّت شغفتى است كه :
قَدْ شَغَفَها حُبًّا
« 1 »
سخت خاطرخواه او شده است .
و محبّت خلق از شغف نگذرد .
طور چهارم فؤاد است و آن معدن مشاهده و محل رؤيت است كه :
ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى
« 2 »
آن چه را دل ديد انكار [ ش ] نكرد .
طور پنجم خفايا ، و حبّة القلب « 3 » است كه مقام محبّت حضرت ربّ العزّة است ، چنان چه فرمودهاند :
هواى ديگرى در ما نگنجد * در اين سر بيش از اين سودا نگنجد
طور ششم ، سُويْدا و سرّ گويند و آن معدن مكاشفات و علوم لدنّى است و گنجينهى اسرار الهى و محلّ علم اسماء
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
« 4 » ؛ ( و [ خدا ] همهى [ معانى ] نامها را به آدم آموخت . ) در وى انواع علوم كشف شود كه ملايكه از آن محرومند .
طور هفتم « سرّ سرّ و مهجّة القلب » است و آن معدن طور تجلّيات صفات [ انوار ] الوهيّت است
وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ
« 5 » ؛ ( و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتيم . ) ، اين مقام است .
- تمامى صحّت و سلامت و صفاى دل در آن است كه به كلّى از آفت بيمارى
فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ
« 6 » ؛ ( در دلهايشان مرضى است . ) شفا يابد و همگى آن اطوار سر بر خط
هامش
( 1 ) . سورهى يوسف ، آيهى 30 .
( 2 ) . سورهى نجم ، آيهى 11 .
( 3 ) . نهان خانه و خال قلب .
( 4 ) . سورهى بقره ، آيهى 31 .
( 5 ) . سورهى اسراء ، آيهى 70 .
( 6 ) . سورهى بقره ، آيهى 10 .