الحضور فى أواخر الذّكر صحواً ؛ فهو بين استغراق بهمّة وغيبة بزعجة و حضور بنعشة ، فثلثُ الوقت للمشتاق استغراق وثلثه حضور . »
شوق ، غرق شدن در مبادى ذكر است از روى طرب ، سپس غيبت كردن [ از خويشتن ] در اواسط ذكر است از روى شكر ، سپس حضور است در اواخر ذكر از جهت بيهوشى ؛ پس او بين غرق شدن است با همّت و غايب بودن است با كنده شدن و حضور است با سرخوشى و نشاط ، پس يك سوم وقت مشتاق استغراق است و يك سوم آن حضور .
- « الحياة أن يحيى القلب بنور الكشف ، فيدرك سرَّ الحقّ الّذى برزت به الأكوان فى اختلاف أطوارها . »
حيات آن است كه قلب به نور كشف زنده شود تا درك كند سرّ حقى را كه هستىها به آن در اقسام مختلفش ظاهر شده است . « 1 »
( 2059 ) عبدالرّحيم بن يوسف دماوندى « 2 »
عارف باللَّه و صاحب تأليفاتى است ، از جمله : مفتاح اسرار حسينى كه سال 1160 تاريخ اتمام آن مىباشد . « 3 »
( 2060 ) شيخ عبدالرّزّاق
از اجل اصحاب ابومدين مغربى - متوفى به سال 590 - است و مزارش در اسكندريه « 4 » قرار دارد . « 5 »
هامش
( 1 ) . طبقات شعرانى ، ج 1 ، ص 135 .
( 2 ) . دماوندى : منسوب به دماوند ، شهرى در نزديكى تهران .
( 3 ) . طرائق الحقائق ، ج 3 ، ص 72 .
( 4 ) . شهر بندرى معروف واقع در مصر .
( 5 ) . ر . ك : شرح حال ابوالحجاج اقصرى .