را احساس مىكردم . مدّتى گذشت ديگر به غذا محتاج نبودم ، مرا مىزدند و مجبور به خوردن مىكردند اگر آنكار را نمىكردند تا آخر عمر به غذا محتاج نبودم . « 1 »
( 2428 ) ابوالحسن ، على بن حسن بن حسن بن حسن مجتبى - عليه السّلام - ملقّب به على خير و على عابد
از ابرار و اتقيا ، صاحب نفس زكيّه و زهد و عبادت است . در 26 محرمالحرام سال 146 در سن 45 سالگى در زندان منصور در حال سجده بدرود حيات گفت .
حكايت
در عبادت به اندازهاى صاحب حضور قلب بود كه وقتى در راه مكّه در حين نماز ، افعى داخل جامه وى شد ، مردم هر چه بانگ زدند توجّه نكرد تا آن كه افعى از جامهاش خارج گرديد .
ابوجعفر منصور ، بنى حسن را در زندان حبس كرده بود ، چنان كه كه از شدت تاريكى ، شب و روز را تمييز نمىدادند و وقت نماز را نمىدانستند ؛ مگر به تسبيح و اورادِ ابوالحسن على عابد ؛ زيرا پيوسته مشغول ذكر بود و با اذكار خود كه برآنها مداومت داشت ، وقت نماز را تشخيص مىداد .
در همان زندان عبداللَّه بن الحسن از ناراحتى كه از زندان و سنگينى قيد مىكشيد ، به برادرش على گفت : مىبينى گرفتارى ما را ، از خدا نمىخواهى ما را از اين زندان و بلا نجات دهد ؟ على مدّت زمانى پاسخ نداده و سپس گفت : اى عمّ ! همانا براى ما در بهشت درجهاى است كه به آن نمىرسيم مگر به اين بليّه يا به چيزى اعظم از اين و براى
هامش
( 1 ) . كرامات الأولياء .