تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
مىنمود و همواره در بيابان‌ها به سر مىبرد و وحوش با وى انس مىگرفتند . خلوت‌گاهى براى عبادت در بيابانى براى خود ساخته و به عبادت مشغول گشت تا آن كه در همان جا سال 963 از دنيا رفت . مزارش در همان‌جاست و زيارتگاه است .

( 2179 ) ميرزا عبداللَّه ترشيزى « 1 »

صاحب كمالات صورى و معنوى است كه صحبت عدّه‌اى از اساتيد اخلاقى عصر خود را درك كرد و قريب صد هزار بيت شعر داشته به نام‌هاى : خمسه ، بهرام نامه ، يوسف و زليخا و عقد گهر در علم نجوم و ديوان . اين عارف بزرگوار سال 1216 چشم از جهان فرو بست . شعر
- زهد سى ساله به يك جرعه زيان كرد شهاب * اين چه سود است خدايا كه زيانش سود است خيز ز شهر اغنيا خيمه به ملك فقر زن * تا به سپهر بركشى ماهچه توان‌گرى ساغر بزم بىخودى دركش و درگذر زخود * تا كندت برآسمان ماه دوهفته ساغرى منزل يار را بود وادى نفس نيم راه * كى برسى بيار خويش ار تو زخويش نگذرى اى كه زپست فطرتى مركب ديو گشته‌اى * كوش كه برفلك زنى طنطنه‌ى برابرى
هامش
( 1 ) . ترشيزى : منسوب به ترشيز ، ناحيه‌اى بزرگ داراى روستاهاى بسيار ، از نواحى نيشابور .