مىنمود و همواره در بيابانها به سر مىبرد و وحوش با وى انس مىگرفتند .
خلوتگاهى براى عبادت در بيابانى براى خود ساخته و به عبادت مشغول گشت تا آن كه در همان جا سال 963 از دنيا رفت . مزارش در همانجاست و زيارتگاه است .
( 2179 ) ميرزا عبداللَّه ترشيزى « 1 »
صاحب كمالات صورى و معنوى است كه صحبت عدّهاى از اساتيد اخلاقى عصر خود را درك كرد و قريب صد هزار بيت شعر داشته به نامهاى : خمسه ، بهرام نامه ، يوسف و زليخا و عقد گهر در علم نجوم و ديوان . اين عارف بزرگوار سال 1216 چشم از جهان فرو بست .
شعر
- زهد سى ساله به يك جرعه زيان كرد شهاب * اين چه سود است خدايا كه زيانش سود است
خيز ز شهر اغنيا خيمه به ملك فقر زن * تا به سپهر بركشى ماهچه توانگرى
ساغر بزم بىخودى دركش و درگذر زخود * تا كندت برآسمان ماه دوهفته ساغرى
منزل يار را بود وادى نفس نيم راه * كى برسى بيار خويش ار تو زخويش نگذرى
اى كه زپست فطرتى مركب ديو گشتهاى * كوش كه برفلك زنى طنطنهى برابرى
هامش
( 1 ) . ترشيزى : منسوب به ترشيز ، ناحيهاى بزرگ داراى روستاهاى بسيار ، از نواحى نيشابور .