« سبحان المسبَّح بكلِّ لسان سبحانه ، سبحان الموجود بكلّ مكان سبحانه ، سبحان الدّائم فى كلّ الأزمان سبحانه ، سبحانه . »
منزه است خدايى كه به هرزبانى تسبيح مىشود منزه است ، منزّه است خدايى كه در هر مكانى موجود است منزه است ، منزه است خدايى كه در هر زمانى دايماً موجود است ، منزه است ، منزه است .
پرسيدم : شما كيانيد ؟ گفتند :
« خلق من خلق الرّحمان سبحانه . »
خلقى از مخلوقات خداوند مهربان ، منزه است .
گفتم : اين جا چه مىكنيد ؟ گفتند :
ذرأنا إلهُ النّاس ربُّ محمّد * لقوم على الأطراف بالليل قوم
خداى مردم ، پروردگار محمّد ، ما را آفريده براى افرادى كه اطراف شب قيام
مىكنند .
يناجون ربَّ العالمين إلهَهم * وتسرى همومُ القوم والنّاس نوم
با پروردگار عالميان ، خدايشان ، مناجات مىكنند و همّ و غم اين گروه شب سير
مىكند در حالى كه مردم خوابند .
گفتم : آفرين برايشان ، آنها كيانند كه خداوند چشم آنها را به شما روشن نموده ؟
گفتند : ايشان را نمىشناسى ؟ گفتم : قسم به خدا خير . گفتند :
« بلى ، هولاء المتهجّدون ، أصحاب القرآن والسَّحَر . »
بلى ، ايشان شب زندهدارانند ، اصحاب قرآن و سحر مىباشند . « 1 »
هامش
( 1 ) . حلية الأولياء ( طبقات ابونعيم ) ، ج 6 ، ص 243 .