تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢

( 2097 ) عبدالعزيز بن سلمان

از عبّاد و نسّاك و صاحب خوف و رجاء و شوق به لقاء پروردگار و كرامات است . از مالك دينار - متوفى به سال 131 - حديث نقل مىكند و رابعه عدويّه وى را سيّد عابدين نام نهاده است . در احوال اين عارف بزرگوار نقل است كه : چون سخن از قيامت و مرگ مىشد چون زنان داغ ديده اشك مىريخت و مىناليد به طورى كه ديگران هم به فزع درمىآمدند . بعضى از اوقات از اطراف مجلسش يك يا دو نفر مرده بيرون مىبردند . شصت سال از شوق پروردگار مىگرييد . گفتار - فرزندش گويد : شنيدم پدرم مىگفت : « عجبتُ ممّن عرف الموت كيف تَقِرُّ فى الدّنيا عينه ، أم كيف تطيب بها نفسُه ، أم كيف لا يتصدّع قلبه فيها . » تعجب مىكنم از كسى كه مرگ را مىشناسد چگونه چشمش در دنيا نورانى مىشود ؟ يا چگونه جانش به آن آرامش پيدا مىكند ؟ يا چگونه قلبش در آن متلاشى نمىشود ؟ پس از آن ، آن قدر گريه مىكرد تا غش مىكرد و بر زمين مىافتاد . - مىگفت : ديدم و مرا نمايانيدند كه بر كنار نهرى كه از مشك پاكيزه و خوشبو جريان داشت و در اطرافش درخت‌هايى از لؤلؤ و گياه‌هايى از طلاهاى نيكو و پاكيزه بود . در اين هنگام جاريه‌هايى ديدم كه با يكديگر اين كلمات را مىخواندند :