تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
سؤال كن و كوتاه بگو ، گفتم : اگر كوتاه كنم ، براى تو كوتاه مىكنم ، گفت : مىخواهى كه برايت جمع كنم در اين مجلس تورات و انجيل و زبور و قرآن را ؟ گفتم : آرى ، گفت : بترس از خداوند متعال ، ترسى كه نزد تو ترسناك‌تر از او نباشد و به او اميدوار باش ، اميدى كه شديدتر باشد از ترس تو نسبت به او و دوست داشته باش براى مردم آن چه را كه براى خويش دوست دارى . - « البخل ، أن يبخل الإنسان بما فى يديه والشّحّ ، أن يحبّ الإنسان أن يكون له ما فى أيدى النّاس ؛ بالحرام لا يقنع . » بخل آن است كه انسان نسبت به آن چه نزد او است بخل ورزد و حرص آن است كه انسان دوست داشته باشد كه آن چه نزد مردم است براى او باشد ، به حرام قانع نباشد . - « اللّهمّ ! أحرِمنى كثرةَ المال والولد ، وارزقنى الايمان والعمل . » بارالها ! مرا از زيادى مال و فرزند محروم كن و روزى كن ايمان و عمل را . - « إيّاك أن ترفع حوائجك إلى من أغلق دونك بابَه وجعل دونك حجاباً ؛ وعليك بطلب حوائجك إلى من بابهُ مفتوح إلى يوم القيامة ، طلَب منك أن تدعوه ووعدك الإجابة . » بپرهيز از اين كه حوايجت را ببرى نزد كسى كه درش را برويت مىبندد و براى تو مانعى قرار مىدهد و بر تو باد به طلب كردن حوايجت به سوى كسى كه درش براى تو تا روز قيامت باز است ، از تو مىخواهد كه او را بخوانى و وعده داده است كه اجابت كند . - به فرزند خود مىگفت : « يا بُنىّ ! صاحِب العقلاء ، تُنسب إليهم وإن لم تكن منهم ، ولا تصاحِب الجهّال ، فتُنسب إليهم وإن لم تكن منهم ؛ و اعلم أنّ لكلّ شىء غايةً وغايةُ المرء حسنُ خلقه . » اى فرزندم ! با عقلا مصاحبت كن تا به ايشان انتساب پيدا كنى ، هر چند كه از ايشان نباشى و با جاهلان مصاحبت مكن تا به ايشان انتساب پيدا كنى ، هر چند كه از ايشان نباشى و بدان كه براى هر چيزى غايتى است و غايت انسان حسن خلق او است .