فراش خود رود نمىتوانست و خود را به طرف فراش خود به زمين مىكشيد . بعضى او را از صحابه شمردهاند . سال 35 قمرى در سنّ 130 سالگى در سجستان « 1 » كشته شد .
گفتار
- چون به جمعيّتى مىگذشت كه به لهو و لعب مشغول بودند مىگفت :
« أخبرونى عن قوم أرادوا سفراً فقطعوا النّهار فى اللّعب شُغلًا عن الطّريق ، وناموا ليلًا ، متى يصلون مقصدهم ؟ »
خبر دهيد به من از عدهاى كه مىخواهند سفرى روند ، اما روز را در بازى به سر مىبرند در حالىكه از راه مشغولند و شب را مىخوابند ، اينان چه وقت به مقصد مىرسند ؟
- به وى گفتند : برادرت مرد . گفت : خداوند به من خبر داده :
إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ
« 2 »
قطعاً تو خواهى مُرد ، و آنان [ نيز ] خواهند مُرد . « 3 »
( 1925 ) مولانا صمد عموى مجذوب « 4 »
از عقلاى مجانين است كه در قرن چهاردهم مىزيست و تا سال 1330 هم حيات داشت .
حكايت
- روزى در يكى از مجلسهايى كه اهل علم در صحن اميرالمؤمنين - عليه السّلام -
هامش
( 1 ) . سجستان / سختيان / سيستان : منطقهاى بزرگ كه اكنون در ايران و افغانستان مشتركاً واقع است .
( 2 ) . سورهى زمر ، آيهى 30 .
( 3 ) . طبقات شعرانى ، ج 1 ، ص 31 ؛ تنقيح المقال ( رجال مامقانى ) ، ص 102 ، شمارهى 5802 .
( 4 ) . مجذوب / مجذوبه : كسى كه مورد عنايت و جذبه و كشش حضرت حق قرار گرفته است .