تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
داشته‌اند نشسته بود . سخن از مردن و سختى جان كندن به ميان آمد ، وى گفت : « مردن راحت است ، الآن من مىميرم ! » پاهاى خود به طرف قبله كشيد و مرد و ديگر زنده نگشت . - نقل است روزى از وادى مىآمد . بعضى از اهل علم به وى رسيده و گفتند : صمد عمو كجا بودى ؟ گفت : وادى ، گفتند : چه خبر بود ؟ گفت : با يكى از قبور كنده شده سخنى گفتم . گفتم : اين‌ها [ يعنى علما ] مىگويند در تو مار و عقرب است ، مثل اين كه درست نمىگويند من هرچه در تو نظر مىكنم مار و عقربى نمىبينم ! قبر به من جواب داد : بلى من مار و عقرب ندارم ، كسانى كه در من دفن مىشوند خود مار و عقرب مىآورند . « 1 »

( 1926 ) شيخ صنع اللَّه تبريزى

عارف بزرگوارى است كه به تزكيه نفس و تصفيه خواطر اشتهار داشت و برسجّاده تقوى و پرهيزكارى متمكّن بود . عدّه‌اى صحبتش را درك كرده‌اند و از مجالسش بهره برده‌اند . وى در قرن هشتم مىزيست . « 2 »

( 1927 ) مولانا صنع اللَّه كوزه كنانى

اهل معرفت و شاگرد اخلاقى سعدالدّين كاشعرى - متوفى به سال 860 - است كه به دست مولانا علّام الدّين مكتب‌دار توبه نمود . سال 921 از دنيا رفت و مزارش جنب مزار بابا مزيد در تبريز قرار دارد . « 3 »
هامش
( 1 ) . نقل از استاد علامه طباطبايى - رضوان اللَّه تعالى عليه - . ( 2 ) . طرائق الحقائق ، ج 3 ، ص 54 . ( 3 ) . روضه اطهار ( تاريخ حشرى ) ، شماره‌ى 118 .