بصحبتك راحة الدنيا لا غيرُ . »
هر كس به خاطر آن چه كه دوست مىدارد ، با تو مصاحبت و دوستى داشته باشد ، و در آن چه بدش مىآيد با تو مخالفت كند ، مسلّماً تنها به خاطر هواى نفسش با تو مصاحبت نموده ، پس او با همنشينى با تو راحتى دنيا را طلب مىكند نه غير آن را .
- « لِأهلِ الفضلِ فضلٌ ما لم يروه ، فإذا رأوه فلا فضل لهم ، ولأهل الولاية ولاية مالم يروها ، فإذا رأوها فلا ولاية لهم . »
براى اهل فضيلت ، فضيلت و برترى است تا وقتى كه فضيلت و برترى خود را نبينند ، ولى هنگامى كه آن را ديدند ، فضيلتى براى آنان نيست و براى اهل ولايت [ و ديدن سرپرستى خداوند نسبت به ذات و افعال و اسماء و صفات خويش ] ولايت است ، تا وقتى آن را نبينند ، ولى وقتى آن را ديدند ولايتى براى ايشان وجود ندارد .
- « الفتوّة من طباع الأحرار ، واللوم من شيم الأنذال ، و ما تعبّد متعبّد بأكثر من التحبّب إلى أولياء اللَّه بما يحبّون ، لأنَّ محبّة أولياء اللَّهِ دليلُ على محبّة اللَّه . »
جوانمردى از سرشت آزاد مردان است و سرزنش كردن از اخلاق افراد پست و هيچ عبادتكنندهاى به عبادتى بيشتر از اظهار دوستى به اولياى خدا نسبت به آن چه كه ايشان دوست مىدارند ، عبادت ننمود ؛ زيرا محبّت اولياى خدا ، نشانهى محبّت خداست .
- « لا يُعجب مُعجب بنفسه ، إلّاوهو محجوب عن ربّه . »
هيچ كس به خويشتن نمىبالد ، مگر اين كه از پروردگارش در پرده و حجاب است .
- « شغل العارف بثلاثة أشياء : بالنظر إلى معبوده مستأنساً به ، وملاحظاً لمِنَنَه وفوائده ، شاكراً له معترفاً به ، منيباً تائباً إليه . »
عارف به سه چيز مشغول است : به نظر كردن به معبودش در حالى كه به او انس دارد ، و منتها و بخششها و نعمتهاى او را مىبيند ، [ و ] در حالى كه شكرگزار او و به او اقرار و اعتراف دارند ، [ و ] در حالى كه [ با تمام وجود ] به سوى او رجوع نموده و توبه مىكنند .
- « من عرف ربّه ، طمع فى عفوه ورجا فضله . »
هر كس پروردگارش را بشناسد به بخشش او طمع ورزيده و به فضل و بخشش او
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 287
مساهمون: الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
ص٢٨٧