تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 23

مساهمون:

ص٢٣

( 1506 ) درويش مجهول

ابوبكر سقا حكايتى را نسبت به درويشى كه خود ديده ذكر مىكند . « 1 »

( 1507 ) درويش مجهول

ذكر وى در ترجمه ابوالعباس ارزيرى گذشت .

( 1508 ) درويش مجهول

خواجه عبد اللَّه انصارى - متوفى به سال 481 - گويد : وقتى در نيشابور اتفاقى افتاده بود و مردم از شهر بيرون رفته بودند و من در كنج مسجدى نشسته بودم . درويشى آمد ، به گوشه‌اى بنشست و در آن حال گوينده‌اى در آمد . درويش به وى گفت چيزى بگو ، گوينده اين دو بيت را خواند :
ألقيتَ بينى و بين المحبّ معرفةً * لاتنقضي أبداًوينقضي الأبد
[ اى محبوب من : ] ميان من ومحبوبم [ يعنى خود ] چنان رابطه‌ى معرفت وشناخت بر قرار نمودى كه هيچ گاه از بين نمىرود هرچند زمان از بين برود .
لأخرجَنّ من الدنيا وحبّكم * بين الجوارح لم يشعر به أحد
بىگمان از دنيا بيرون مىروم ، در حالى كه حبّ شما ميان اعضا و جوارح خواهد بود و كسى از آن آگاه نخواهد بود . « 2 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : شرح حال ابوبكر سقا . ( 2 ) . ر . ك : شرح حال انصارى .
پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 23 | الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)