( 1127 ) شيخ ابوالغيث ، جميل يمنى
صاحب مقامات عاليه و احوال نيكو و انفاس صادقه و كرامات خارقه است . در ابتدا امر با شيخ ابن افلح يمنى و پس از آن با شيخ كبير اهدل صحبت داشت و در سال 651 دار دنيا را وداع گفت . وى را كلماتى نيكو در حقيقت و تربيت سلوك راه خداست كه بعضى از آنها در كتاب مستقلّى جمع آورى شده است . در اثر كرامتى كه از وى به ظهور رسيد ، افلح يمنى كه استاد اوّلش بود ، وى را تأديب كرد و ديگر وى را نپذيرفت ، لذا در طلب استاد ديگر شد ، تا آن كه به شيخ كبير اهدل رسيد .
حكايت
نقل است كه وى از قطّاع طريق بود ، روزى در كمين قافله نشسته بود كه شنيد كسى مىگويد :
« يا صاحب العين ! عليك عين . »
اى آن كه چشم به راه قافلهاى ! چشمى هم بر تو دوخته شده .
اين سخن در وى اثر كرد ، دست از كار زشت خود كشيد ، و به خداى تعالى اقبال نمود تا اينكه به صحبت افلح يمنى رسيد و از برجستگان اهل معرفت شد . « 1 »
( 1128 ) سلطان جند بن شيخ ابراهيم
هامش
( 1 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 548 ؛ طرائق الحقائق ، ج 2 ، ص 292 .