( 1123 ) شيخ جمال الدّين لور
مردى مجذوب و صاحب جذبهى عظيم و استغراق تمام است . شيخ نجيب الدّين على برغش - متوفى به سال 678 - به ديدار وى نايل آمد .
شيخ نجيب الدّين مىگويد به من گفتند : لُر غريب به اين شهر آمده ، نامش جمال الدّين است و جذبهاى قوى دارد و در مسجد جامع است . به مسجد رفتم و او را با جذبهاى عظيم و استغراقى تمام ديدم كه دو چشمش در اثر آن ، چون دو كاسه خون بود .
نزديك رفتم و سلام كردم . جواب داد و گفت : مرا با سفيد و سياه كنان كارى نيست . مرا به او معرّفى كردند ، خدمتش نشستم و از احوالش سؤال نمودم . گفت : من مردى لُر و امّى بودم و چيزى نمىدانستم . از داشتن چهارپايان لذّت مىبردم و از آنها نگاهدارى مىكردم تا اينكه روزى در پايگاه آنها نشسته بودم ، ناگاه حالى بر من مكشوف گشت و جذبهاى ظاهر شد و حجاب انيّت از پيش من برداشته شد ، بيهوش شدم و بيفتادم چنان كه در ميان دست و پاى چهارپايان مىغلطيدم ، چون به هوش آمدم ، مرا سرّ توحيد مكشوف گشته بود . « 1 »
( 1124 ) شيخ جمال الدّين هانسوى « 2 »
صاحب حالات و مجاهدات و رياضات است كه با شيخ فريد الدّين مسعود - متوفى به قرن 7 - مصاحبت داشت . « 3 »
هامش
( 1 ) . رشحات عين الحياة ؛ نفحات الانس ، شمارهى 504 ؛ طرائق الحقائق .
( 2 ) . هانسوى : منسوب به هانسو ، يكى از قصبههاى دهلى نو .
( 3 ) . ثمرات القدس .