تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦

( 1446 ) شيخ خليفه بن موسى نهرملكى « 1 »

از اجله ومشايخ صاحب كرامات است كه با ابى سعيد قليوبى مصاحبت داشت و در نهر ملك عراق مدفون است . آورده‌اند كه وى بسيار رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - را در حال يقظه و خواب مىديد ، شبى آن حضرت - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - به وى مىفرمايد : « لا تضجر ، كثيرٌ من الأولياء مات بحسرة رؤيتى ، يا خليفة ! ألا أعلّمُك استغفاراً تدعو به ؟ » دل تنگ مباش ، بسيارى از اوليا در اندوه و حسرت ديدنم مردند . اى خليفه ! آيا مىخواهى استغفارى را به تو بياموزم ، تا بدان [ خدا را ] بخوانى ؟ عرض مىكند : بله . حضرت مىفرمايد كه بگو : « اللهمّ إحسانى من عطاياك ، وسيّئاتى من قضاياك ، فجُد بما أنعمتَ علىّ ما قضيتَ ، وأمحِ ذلك بذاك ، جلّيتَ أن تُطاع إلّابإذنك ، أو تُعصى إلّا بعلمك . أللهمّ ! ما عصيتُك حين عصيتك استخفافاً بحقّك ، ولا استهانةً بعذابك ، لكن بسابقة سبق بها علمُك ، فالتوبة إليك والمعذرة لديك . » بارالها ! نيكى من از جمله‌ى بخشش‌هاى توست و گناهانم از جمله قضاهاى تو ، پس به آن چه برمن ارزانى داشتى ، بر من آن چه را كه قضا فرمودى ، ببخش و بيامرز ، و اين را به آن محو فرما . تو برتر از آن هستى كه جز با اذنت اطاعت شوى ، يا جز با آگاهيت معصيت شوى . خدايا ! هنگامى كه تو را معصيت كردم ، نافرمانى ام نه از روى كوچك كردن حقت بود و نه به خاطر سبك شمردن عذابت ، بلكه تنها به سبب علم سابقت بود ، پس به سوى درگاهت توبه مىنمايم و در پشگاهت معذرت خواهى مىكنم .
هامش
( 1 ) . نهرملكى : منسوب به نهر ملك از اراضى عراق .