تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پاسداران حريم عشق (زندگانى وكلمات عرفا) (فارسى) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
مجىء هذا الليل إذا جاء فملأ كلَّ شييء وغطّىكل شيء ، وفي مجىء سلطان النهار وإذا جاء فمحى سلطان اللّيل ، وفي السحاب المسخّر بين السماء والأرض ، وفي النجوم ، وفي الشتاء وفي الصيف ، فو اللَّه ، مازال المؤمنون يتفكّرون فيما خلق ربّهم حتّى أيقنت قلوبهم بربّهم ، وحتّى كأنّما عبدوا اللَّه تعالى عن رؤية . » اگر خداوند تنها از راه ديدن قلبى و باطنى عبادت مىشد ، هيچ كس نمىتوانست اورا عبادت نمايد ، ولى مؤمنين در آمدن اين شب هنگام كه مىآيد و هر چيزى را پر كرده و مىپوشاند و درآمدن سلطان روز وقتى كه مىآيد و سلطان شب را از بين مىبرد و پيرامون ابرها كه بين آسمان و زمين مسخر و رام [ قدرت خداوند ] هستند و درباره‌ى ستارگان و تابستان و زمستان مىانديشند . پس به خدا سوگند كه همواره مؤمنان در مخلوقات پروردگارشان تفكر مىكنند تا اين كه دل‌هاى آن‌ها به پروردگارشان يقين كرده ، به حدى كه گويى اورا از راه ديدن عبادت مىكنند . - همسايه وى نقل كرده : شب هنگامى كه ديگران به خواب مىرفتند بر مىخواست و مىگفت : « أللّهمّ إليك قمتُ أبتغى ما عندك من الخيرات ، ثمّ يعمد إلى محرابه ، فلا يزال يصلّى حتى يطّلع الفجر . » بارالها ! رو به سوى درگاه تو ايستادم ، از خيراتى كه در نزد توست خواهانم ، پس آهنگ محرابش را مىنمود و پيوسته نماز مىخواند تا اين كه سپيده‌ى صبح مىدميد . - عجوزه‌اى كه در خانه‌اش بوده مىگفته : در سجود خود مىگفت : « أللّهمّ ! هب لى إنابة إخبات وإخبات مُنيب ، وزيِّنّي فى خلقك بطاعتك ، وحسّنى لديك بحسن خدمتك ، وأكرمنى إذا وفد إليك المتّقون ، فأنت خير مقصودوخير معبود و خير محمود و خير مشكور . » خداوندا ! انابه وبازگشت به تمام وجود همراه با آرام گرفتن و توجّه دايمى به