( 1072 ) شيخ جعفر بن حسين شوشترى نجار
از علما و مجتهدين ربّانى و متّقى و زاهد ، صاحب عبادت و نسك و كرامات و خوارق عادات است . در موعظه و هدايت مردم و امور دينى سعيى بليغ داشت ، در مراجعت از مشهد به تهران بازگشت ، و چند روز در آن جا اقامت نمود . چون به كِرِند كرمانشاه رسيد اجل او را دريافت و در شب بيستم صفر سال 1303 بدرود حيات دنيوى گفت . مزارش در نجف اشرف ، جنب تكيه بكتاشيه است . از وى تأليفاتى نيز بر جاى مانده است .
گويند : شب فوت وى تناثر نجوم واقع شده ، به طورى كه مردم گمان مىكردند ، ستارهها بر سرشان فرو مىريزند ، و موجب وحشت ايشان شد .
حكايت
- در آخرين سال حيات كه به قصد زيارت حضرت رضا - عليه السّلام - حركت كرد ، قبل از ماه صيام به تهران رسيد و دعوت مردم آن شهر را براى اقامت در ماه مبارك رمضان و اقامه مجلس وعظ و تبليغ ، اجابت كرد . از اول ماه به مردم گوش زد نمود كه فلان روز حرفى با شما دارم و چون مردم در آن روز براى شنيدن آن حرف اجتماع كردند ، گفت :
مردم ! همهى انبيا و اوليا - عليهمالسّلام - شما را دعوت به خداپرستى و مشرك نشدن نمودهاند ، اما من شما را به شرك دعوت مىكنم ، مىگويم : خدا را هم شريك در كارهايتان قرار دهيد !
- روزى مردم در انتظار آمدن شيخ براى اقامهى مجلس وعظ بودند . چون شيخ آمد و شروع به وعظ نمود ، آيهاى از آيات قيامت و عذاب را خواند ، آيه تمام شده يا نشده ، آن قدر ضجّه از مردم برخاست ، كه وى ديگر قادر بر حرف زدن و ادامه صحبت نبود ، از منبر به زير آمد و از مجلس خارج شد اما مردم هنوز مشغول گريه بودند . « 1 »
هامش
( 1 ) . طبقات اعلام الشيعه ( نقباء البشر ) ، ج 1 ، ص 284 ، شمارهى 600 .